********Star*******
Black Star
متولد : 16 ارديبهشت 1350 محل تولد : تهران ، خيابان
اصليت : لر - نهاوند میزان تحصیلات : دیپلم علوم وضعیت تأهل : متأهل فرزند : شهداد محل سکونت فعلی : ظفر
دوسـتــان صمیمی : محمدرضا
خوانندگان مورد علاقه : زنده یاد رنگ مورد علاقه : مشکی غذای مورد علاقه : لوبیا پلو
فیلم های مورد علاقه : از کرخه تا ساز مورد علاقه : پیانو مجری محبوب او : فرزاد حسنی تکیه کلام ها : داداش ، خرابتم ، سریالی که در آن بازی کرد: خصوصیات : زودرنج ، کم رو ، دكتر آزمنديان: حقيقت زندگـي، رستگـاري است در جستجوي حقيقت زندگي: بهراستي حقيقت زندگي چيست و ما آن را كجا بيابيم؟ از كجا بدانيم كه در مسير درستي حركت ميكنيم و زندگي را هوشيارانه هدايت ميكنيم؟ بسياري از انسانها تصوير درستي از زندگي ندارند. آنها برخلاف قانونمنديهاي جهان هستي حركت ميكنند و روزها و شبها را با ناكامي طي ميكنند و در سراي آخرت به جهنم ميروند. چه زيباست كه ما در هر لحظه در وادي خودآگاهي، خودهوشياري، اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود، درست فكر كنيم و درست عمل كنيم و هر روز با خلق زندگي آرام و پرحاصل، از مواهب الهي استفاده كنيم و از لحظههاي قشنگ زندگي لذت ببريم و در سراي آخرت به بهشت برويم. حقيقت زندگي، رسيدن به رستگاري است كه همانا در مسير كمال، شناخت ومعرفت انسان شكل ميگيرد. معيارهاي ارزشي، انسان را به حقيقت زندگي هدايت ميكند و آن مقولهاي است كه نشان ميدهد چقدر ما در مسير سعادت و رستگاري قدم برميداريم. حقيقت زندگي در وجود خود ما شكل ميگيرد و در دنياي بيرون به واقعيت تبديل ميشود. حقيقت زندگي، اكسير گرانبهايي است كه گمشده انسانهاي هوشيار است؛ همان انسانهاي سعادتمندي كه مراقب هستند تا زندگي را درست تجربه كنند. حقيقت زندگي را كه در مفاهيم الهي و اسلامي و رسالت انسان در عرصه هستي معنا ميكنيم به كمك رهنمودهاي ديني از طريق آيات و روايات قابل دسترسي و شناخت است. پيامبران الهي و معلمان همواره انسانها را به خودآگاهي هشدار ميدهند و اينكه انسانها قدر لحظههاي عمر خود را بدانند و زندگي و عمر را كه پديده بيبازگشت است، پرحاصل طي كنند. خجستهترين و مباركترين لحظه زندگي، زماني است كه به خود قول ميدهيم كه حقيقت زندگي را بشناسيم تا به بيراهه نرويم؛ همان حقيقتي كه انسان را به سعادت واقعي ميرساند. اما چگونه اين حقيقت را بشناسيم؟ شناخت حقيقت زندگي، مقولهاي است كه انسان را به يك استراتژي درست در زندگي ميبرد. اين استراتژي در واقع استفاده كردن از مواهب الهي و لذت بردن از لحظه لحظههاي زندگي است. در واقع زندگي عبارت است از: نحوه گذراندن روزها و شبها. لذا آن روز، حقيقت زندگي را درست دريافتهايم كه شب هنگام موقعي كه به رختخواب ميرويم با قاطعيت و خوشحالي و رضايت بگوييم: «امروز روز فوقالعادهاي بود.» چنين احساسي در انسان ايجاد آرامش و رضايت ميكند و اين خود علامت اين است كه حقيقت زندگي را خوب دريافتهايم و واقعيت زندگيمان به حقيقت زندگي نزديك است. به ياد داشته باشيم كه حقيقت زندگي در ذهن ما شكل ميگيرد و واقعيت زندگي در دنياي بيرون بهوجود ميآيد آنجا كه انديشههاي درست ما در دنياي بيرون به عينيت ميرسند، احساس رضايت و شادماني تحقق پيدا ميكند. زندگي، تبديل روياها به واقعيتهاست يعني رسيدن از حقيقت به واقعيت. خوشا به سعادت انسانهايي كه روياهاي زيبايي در سر ميپرورانند و آنها را هوشيارانه با عشق و تلاش در فضاي زندگي عينيت ميبخشند. حقيقت زندگي، خلق يك زندگي موفق، در راستاي معيارهاي ارزشي با دنيايي از معني و مفهوم و رسيدن به خوشبختي و سعادت است. همان زندگياي كه همواره آرزوي رسيدن به آن را در سر ميپرورانيم عليرغم همه سختيها، موانع و محدوديتها. حقيقت زندگي در چارچوب قانونهاي معنويت معنا پيدا ميكند كه ميتواند انسان را به آرامش و سعادت ببرد و از ما، انسان رهايي بسازد. انسانهاي رها و آزاد فقط قانونهاي خلق يك زندگي معنوي و پرحاصل را اجرا ميكنند و به نتيجه آن كاري ندارند. آنها تلاش ميكنند و حاصل را كه در واقع رزق خداوند است به خداي كريم واگذار ميكنند. در واقع ما با كشف حقيقت زندگي به موجوديت در زندگي خود در عالم خاكي، معني و مفهوم ميبخشيم و تمام عمرمان را صرف جستجو براي يافتن ميكنيم تا خوشحال شويم و احساس خوشبختي كنيم. درواقع حقيقت زندگي، برخاسته از تفكر، باورها و ارزشهايمان است. در شماره آينده در مورد ده راز براي رسيدن به حقيقت زندگي مينويسم. آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشه به یاد من باش که همواره به یاد توام. از طرف بهترین دوست تو خدا.(سوره بقره آیه ۱۵۲) خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا كن زغمهاي دگر غير از غم عشقت رها كن تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانهداري شكسته قلب من، جانا به عهد خود وفا كن خدايا بيپناهم، زتو جز تو نخواهم اگر عشقت گناه است، ببين غرق گناهم... lost love These things happened to me nearly ten years ago. I lived in a city but the city was hot in summer. I wanted to see the country. I wanted to walk in the woods and I drove all night out into the country. The country was very pretty in the early morning. The sun was hot and the sky was blue. I heard the birds in the trees. And then my car stopped suddenly. What’s wrong? I thought. Oh dear, I haven’t got any petrol. Now I’ll have to walk. I’ll have to find a town and buy some petrol. But where am I ? ادامه دارد...

ساعت 15/1 بعد از ظهر
دامپزشکی
انسانی
حبیبی و بهنام ابطحی
فرهاد مهراد و استاد محمدرضا
شجریان
راین و عروس آتش
قربونت برم
بچه های بهشت
حواس پرت ، گوشه گیر ،
پرخور ! ،بی ادعا ، عصبی ،
سرمایی ، زودباور ، کم خواب ،
سر به زیر ، ساده پوش 





